تبليغاتX
سخن فلسفه

سخن فلسفه

سخن فلسفه

فلسفه ارسطو:

ارسطو یا معلم اول تاثیر بسیاری بر روی شکل گیری فلسفه داشته و حتی تا امروز هم بسیاری از فلاسفه، فلسفه خود را برروی مفاهیم ارسطویی بنیان میگذارند.

فلسفه ارسطو:

-واقعی بودن جوهر و صورت

ارسطو با بسیاری از مفاهیم بنیانی افلاطون مخالف بود مثلا به" صور معنوی" یا "مثل غیر مادی" اعتقاد نداشت و معتقد بود صورت ها در خود چیز هاست و جهان حقیقی همان طبیعت است .

وی معتقد بود"جوهر"عنصر سازنده چیز هاست و "صورت" ویژگی های خاص ان .

 

-چهار علت:

اما در مورد علل . وی معتقد بود روی هم رفته چهار علت اصلی وجود دارد :مادی- فاعل-ی صوری- غایی

مثلا اگر یک کوزه را در نظر بگیریم علت مادی جنسی که کوزه از ان درست شده علت فاعلی سازنده کوزه علت صوری شکل کوزه و علت غایی هدف از ساخت کوزه " مثلا نگهداری آب در آن" میباشد.

ارسطو معتقد بود حرکات سیارات و ستارگان هدایت کننده کل حرکات روی زمین است . و همه این اجرام فلکی بوسیله "محرک اول" یا "خدا" به حرکت در اورده می شوند و این "محرک اول" علت فاعلی همه حرکات طبیعت است .

بر طبق نظریات ارسطو طبیعت برای رسیدن به مقصود یا هدف خاصی کار میکند رشد تمام موجودات زنده با هدفی ذاتی یا بسوی هدفی غایی انجام میشود که به ان غایت شناسی ارستویی هم میگویند.

وی همچنین پایه گذار اصلی علم منطق است .

ارسطو در مورد زنان معتقد بود که زنان ناکاملندو زن مرد ناتمام است . زن در تولید مثل نقش منفعل را دارد و باروری به عهده مرد است و تمام صفات ارثی در نطفه است!که البته با توجه به علم نوین این نظریه مردود است

ارسطو مطالعات بیولوژیکی زیادی داشت و حیوانات زیادی را برای بررسی نگهداری میکرد و درواقع اولین باغ وحش توسط وی تاسییس شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 23:10  توسط فیلسوف 

فلسفه افلاطون:

ما بیشتر سقراط را از طریق نوشته های افلاطون میشناسیم و در واقع بسیاری از مفاهیم فلسفی افلاطون بر روی عقاید سقراط بنا شده که این امر در کتابی مانند " مکالمات فلسفی" هم دیده میشود.افلاطون در باغی نزدیک اتن مدرسه فلسفه ای بنا کرده بود که انرا بنام آکادمیوس (پهلوان افسانه ای یونان) آکادمیا نامگذاری کرد.

 

فلسفه افلاطون:

 

-نظریه مثل: افلاطون معتقد است هرچه که ما در این دنیا میبینیم و وجود دارد صرفا مادی و فانی است ولی دارای الگو هایی مجرد و معنوی و فنا ناپذیر است که تمام چیز های مادی از انها ساخته شده است. افلاطون این الگو ها یا صور معنوی را مثل نامید . یعنی در پشت هر انسانی یا حیوانی یا شیئ یک انسان یا حیوان یا شیئ مثل قرار دارد. در ورای جهان مادی حقیقتی است که جهان مثل نام دارد که در این عالم برای هر وجود مادی یک الگوی جاودانی و تغییر ناپذیر است با این مفاهیم افلاطون به مفهوم روح میرسد و بیان میکند که انسان از دو بخش تشکیل شده جسم فنا پذیر و روح فنا ناپذیر

 

- اتوپیا یا مدینه فاضله : این موضوع در واقع فلسفه عملی افلاطون را شامل میشود. افلاطون در کتاب "جمهوری" راهکار تشکیل یک دولت آرمانی را پیشنهاد میکند و عنوان میکند که اداره جامعه باید بدست حکیمان باشد و کودکان از ابتدا باید توسط دولت پرورش داده شده و بهترین ها گلچین شده و سایر افراد کم استعد اد سر کارهای ساده تر قرار داده شوند ... این عقاید افلاطون بسیار مورد نقد قرار گرفت چرا که متضمن جدا کردن کودکان در دوره طفولیت از مادر و خانواده بود . پس از مواجهه با انتقادات فراوان ، افلاطون کتاب "قوانین" را نوشت که در آن به تعدیل عقاید خود پرداخت و عنوان کرد صرف نظر از مدینه فاضله، دولت مشروطه بهترین نوع حکومت است.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 20:45  توسط فیلسوف  |