تبليغاتX
سخن فلسفه

سخن فلسفه

سخن فلسفه

اسپینوزا در کتاب در باب بهسازی ادراک در مورد "اهمیت دانش " مینویسد:

 

بتجربه دریافتم که غالب اشیایی که در زندگانی عادی با ان برخورد میکنیم پوچ و بی فایده است و اشیایی که من ار انها ترس دارم یا مرا میترسانند به خودی خود نه خوب و نه بد هستند. مگر انگاه که روح من تحت تاثیر و نفوذ انها قرار گیرد.بالاخره تصمیم گرفتم که به جستجوی چیزی بپردازم که فی الذاته خوب است و میتواند خوبی خود را به ان منتقل مند و با دریافتن ان انسان میتوانداز چیز های دیگر صرف نظر کند...این خیر اعلی عبارت است از  علم به وحدت روح با تمام طبیعت....هرچه علم روح بیشتر شود بهتر از قدرت خود اگاه میشود...هرچه بیشتر از نظم طبیعت بداند میتواند خود را بهتر از چنگال امور بیفایده برهاند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 12:16  توسط فیلسوف 

میخواستم از فیلسوف دیگری بنویسم ولی اسپینوزا گذر نکردنیست...

اسپینوزا در مورد سعادت عقاید جالبی دارد خواستم با شما هم قسمت کنم:

 

 او معتقد است سعادت عبارت است از عشق به خدا .وی در نتیجه گیری از قضیه 6 بخش5  کتاب اخلاق میگوید:

 

خدا از این حیث که به خود عشق میورزد به انسانها نیز عشق میورزد ...از اینجا اشکارا می فهمیم که نجات یا سعادت یا آزادی ما عبارت است از عشق پایدار و سرمدی به خدا، یا عشق خدا به انسانها...این عشق را چه به خدا مربوط باشد چه به نفس میتوان بدرستی آرامش نفس نامید...

 

وی در قضیه 42 بخش5 میگوید:

سعادت پاداش فضیلت نیست ، بلکه خود فضیلت است ، جلوگیری از هوس ها موجب این نمیشود که ما از سعادت لذت ببریم ، بلکه برعکس لذت از سعادت است که ما را قادر به جلوگیری از هوسهایمان میکند

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 15:39  توسط فیلسوف