X
تبلیغات
سخن فلسفه - فرانسیس بیکن 1

سخن فلسفه

سخن فلسفه

سلام

از لحاظ زمانی باید فرانسیس بیکن را بعد از ارسطو معرفی میکردم ولی اصولا در این وبلاگ لزومی نمیبینم که وحدت مکانی و زمانی بدقت رعایت شود . چون هدف آشنایی دوستان با فلسفه است و هر زمان میتوان هر نوع فلسفه ای را معرفی کرد اما جهت اطلاع، فلسفه شناسان اصولا بعد از ارسطو به بیکن میپردازند. به هر حال...

فرانسیس بیکن

 

وی یک فیلسوف و سیاست مدار انگلیسی متولد لندن است .وی در حقیقت فلسفه عملی ندارد  ولی بیکن را خیلی ها بانی فلسفه تحققی میدانند یعنی فلسفه ای که بر مبنای تحقیق استوار است

 

از جمله کتب اصلی اومیتوان به "مقالات"و" احیاء العلوم کبیر"اشاره کرد که  متاسفانه این یکی نا تمام ماند. بخش اصلی این کتاب " ارغنون نو" میباشد که برای بچالش کشیدن کتاب ارغنون ارسطو نوشته شده چون کتاب ارغنون ارسطو را در انزمان کتاب جامع هستی شناسی و علوم میدانستند بیکن که با روش های هستی شناسی ارسطو و افلاطون مخالف بوده راه جدید هستی شناسی را ارائه داده بنابراین نام کتاب خود را ارغنون نو گذاشته .

 

در این کتاب او میگوید ما نمیتوانیم مجهولات را بوسیله قیاس (که جزء اصلی منطق ارسطوست) حل کنیم بلکه باید هر مجهول را با تجربه و مشاهده  بسیار به جزئیات تقسیم کرد  وسپس با استقرا پی به مجهولات برد.

 

فلسفه بیکن :

 

در کل اصل فلسفه وی اینست که راه تحصیل علم وهستی شناسی عبارت است از مشاهده در مور طبیعت و تجربه اندوزی برای جمع اوری اطلاعات و سپس تعقل و استقرا.وی در حقیقت بجای قیاس (که ارسطو به ان اصالت میداد )، استقراء را وارد میدان کرد

 

بیکن معتقد بود پیشینیان با استدلالات بی ماخذ و مبنی بر تخیلات و موهومات بدنبال شناخت هستی بودند. انها بجای توجه به محسوسات ومشهودات ، صرفا قیاس را ماخذ قرار دادند و از جزییات غافل مانده اند.وی معتقد بود راه رهایی، سلطه بر طبیعت است .هستی امری ملموس و مادیست که با روش ازمون و خطا شناخته میشود و انسان باید هستی را کامل شناخته و بر ان مسلط شود و خود بر هستی حاکم شودو و برای اینکار باید کاملا به خصوصیات اجسام اگاه شد تا بتوان انها را مطابق خواست بشر تغییر داد برای اینکار هم باید مشاهده و تجربه و دقت فراوان در جزئیات و استقراء را بکار برد.

 

مخالفت با پیشینیان بویژه افلاطون و ارسطو

 

وی از نخسطین فیلسوفان اروپایی بود که در مورد "شناخت هستی" با افلاطون و ارسطو بمخالفت پرداخت بیکن منطق ارسطویی را نا کارامد میدانست و میگفت فیلسوفانی چون افلاطون و ارسطو در واقع به فلسفه و علوم زیان بزرگی وارد کرده اند چرا که سعی کرده اند قانون طبیعت را بصورت یک امر قطعی و غایتی بیان کنند وعلاوه بر ان به نظرات شخصی  بیشتر از مشاهده اهمیت میدادند و بنابر این راه را بر کنجکاوی و پویایی مردم بسته اند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 15:0  توسط فیلسوف  |